قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
737
درة التاج ( فارسى )
باشد كى غشيان اين غواشى در غير حال رياضت باشد . و بسيار باشد كى مخطوف « 1 » مألوف شوذ - و وميض شهابى بيّن ، و باشد كى اين متدرّج شوذ تا او را اين باشد هرگاه كى خواهذ . و بسيار باشد كى اين او را به آنجا رساند كى از نفس خود غايب شوذ ، و ملاحظهء جناب قدس كند فقطّ . - و اگر ملاحظهء نفس خود كند ، از آن روى كند كى او لاحظه « 2 » است - نه از آن روى كى او بزينت « 3 » خوذست . و اين آخر درجات سلوك است بحقّ ، و مايلى آن درجات سلوك است در حقّ و آنجا درجاتى است كى اقلّ نيست از درجات ما قبل آن ، و اين از آنهاست كى حديث افهام « 4 » آن نكند ، و نه عبارت شرح آن . و آن كس كى دوست دارذ كى آن را بشناسذ بايد كى متدرّج شوذ تا از اهل مشاهده گردذ آن را دون المشافهة بها ، و مراد بمشاهده اينجا ادراك است بىمنازعتى از قوّ [ ت ] ى ديگر بخلاف يقين . و از طلّاب اين طريقه بعضى آنند كى مايل باشند بحناب اعلى بأصل فطرت خود بىتعلّم علمى . و بعضى آنند كى ميل كنند به آن بواسطهء آنج اكتساب آن كرده باشد از علوم حقيقى ، يا بواسطهء مجرّد سماع و تقليد . و جون مريد عالم نباشد لابدّ باشد او را از شيخى محقّق محقّ سالك تا ارشاد كند او را بسواء سبيل . و محتاج شود بآنك او را اتّفاق نه افتد از خلطا و احوال بدنى و نفسانى الّا آنج تنفير كند او را از عالم ادنى ، و ترغيب كند او را در عالم اعلى . و از ضروريّات آن ترك فضول است . و اصلاح ضروريّات . و از فضول علوميست كى استعانت به آن نكنند بر تقرّب الى اللَّه تعالي ، و از ضروريّات غذاست « 5 » پس واجب باشد اصلاح آن - بآنك قليل الكمّيّه باشد تا اشتغال بهضم آن مانع توجّه بمطلوب نشود ، و كثير الكيفيّه تا به آن استدراك قلّت آن نكنند « 6 » و از آن مبصرات است . امّا « 7 » الوان آنج
--> ( 1 ) - محظوظ - اصل . ( 2 ) - لا ملاحظه - ط . ( 3 ) - تربيت - ط . ( 4 ) - انهام - اصل - انهاء - ط . ( 5 ) - عناست - م . ( 6 ) - قلّت آن بكنند - م - قلب آن بكند - ط . ( 7 ) - و اما - م .